مداخله دادستان در روابط اعضای خانواده مبتنی بر قاعده الحاکم ولی الممتنع

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه حقوق، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

10.22111/csjfl.2026.50702.1000

چکیده

نقش میانجی‌گری در حل تعارضات خانوادگی در سال‌های اخیر از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار شده است؛ زیرا به‌عنوان جایگزینی مؤثر برای رسیدگی‌های قضایی در اختلافات خانوادگی مطرح می‌شود. میانجی‌گری فرآیندی داوطلبانه و محرمانه است که در آن شخص ثالثی بی‌طرف با تسهیل ارتباط میان اعضای خانواده، به آنان کمک می‌کند تا نگرانی‌ها و دیدگاه‌های خود را بیان کرده، مسائل اساسی را شناسایی نموده و به‌صورت مشترک در جهت دستیابی به راه‌حل‌های قابل قبول گام بردارند. این فرآیند با واگذاری کنترل تصمیم‌گیری به طرفین، غالباً به نتایجی پایدارتر و رضایت‌بخش‌تر منتهی می‌شود. افزون بر این، میانجی‌گری در مقایسه با رسیدگی قضایی، از حیث هزینه و زمان کارآمدتر بوده و برای خانواده‌هایی که در پی حفظ روابط و مدیریت مسالمت‌آمیز اختلافات هستند، گزینه‌ای مناسب‌تر محسوب می‌شود. به‌طور کلی، میانجی‌گری با تقویت تفاهم، همکاری و ارائه راه‌حل‌های خلاقانه، نقش مؤثری در پاسخگویی به نیازهای متنوع اعضای خانواده ایفا می‌کند. گسترش میانجی‌گری خانوادگی را می‌توان ناشی از عوامل متعددی دانست؛ از جمله: تمایل به کاهش حجم پرونده‌های معوق در دادگاه‌های خانواده از طریق توسعه روش‌های جایگزین حل‌وفصل اختلاف؛ نیاز به فرآیندهایی کارآمدتر، کم‌هزینه‌تر و سریع‌تر؛ تأکید بر حفظ روابط خانوادگی، به‌ویژه در مواردی که کودکان درگیر هستند؛ و نیز توجه به ماهیت عاطفی اختلافات خانوادگی که مستلزم رویکردهای تخصصی در جهت تسهیل ارتباط و درک متقابل است. در این راستا، پژوهش حاضر با استفاده از روش کتابخانه‌ای و با رویکرد توصیفی–تحلیلی، تطبیقی و استنتاجی، به بررسی نقش میانجی‌گری در حل تعارضات خانوادگی در نظام‌های حقوقی ایران و فرانسه می‌پردازد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات